ميرزا حسين النوري الطبرسي
176
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
حتّى آن كه مرد ، دستها را گرد زانو حلقه كرده مشبّك مىكند در يكديگر . پس نمىگشايد آن را تا آن كه خداوند عزّ و جلّ مىرساند او را به آنجا . جزء اول اين خبر را سيّد رضى رحمه اللّه در كتاب شريف نهج البلاغه نقل كرده و متن آن ، اين است : « فاذا كان ذلك ضرب يعسوب الدين بذنبه فيجتمعون اليه كما يجتمع قزع الخريف . » سيّد رحمه اللّه فرموده : يعسوب دين ، سيّد عظيم و مالك امور مردم است در آن روز و قزع ، پارههاى ابرى است كه در او ، آب نيست . جزرى در نهاية و زمخشرى و ديگران اين فقره را كه كنايه از ظهور حضرت مهدى - صلوات اللّه عليه - است نقل كرده ، شرح نمودند و يعسوب در اصل امير مگس عسل است و ذنب كنايه از انصار آن حضرت است و آن چه ترجمه شد ، مطابق تفسيرى است كه زمخشرى كرده . مخفى نماند كه بيشتر اين اسامى و القاب و كنيهها كه ذكر شد از جانب مقدّس حضرت بارى تعالى و انبيا و اوصيا عليهم السّلام است و نام گذاردن خداى تعالى و خلفايش اسمى را براى كسى ، نه مثل نام گذاردن متعارف خلايق است كه در آن رعايت و ملاحظهء معنى آن اسم و وجود و عدم ، در آن شخص نكنند و بسا شود كه براى پست رتبه و فطرت و مذموم الخلقة و خصلت ، اسامى شريفه نام گذارند و لكن خداى تعالى و اوليايش تا معنى آن اسم در آن شخص راست نيايد ، آن اسم را براى او نگذارند و شود كه ملاحظهء معانى و صفات متعدّده در يك اسم شريف شود و براى آنها آن اسم را به او بخشند و از اين جهت است كه در اخبار مكرّر ، ابتدا و در مقام جواب سائل ، علّت اسما و القاب شريفهء حجج عليهم السّلام را بيان فرمودند و براى پارهاى ، وجوه متعدّده ذكر نمودند ؛ چنان چه در وجه كنيه بودن ابو القاسم براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : « چون پسرى داشت كه او را قاسم مىگفتند . » « 1 » نيز فرمودند : « چون آن جناب ، پدر امّت است و رئيس امّت ، امير المؤمنين عليه السّلام است و او قاسم بهشت و دوزخ است . پس آن حضرت ابو القاسم است ، يعنى پدر امير المؤمنين عليه السّلام است . » « 2 »
--> ( 1 ) . عيون الاخبار الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 91 . ( 2 ) . همان و نيز ر . ك : معانى الاخبار ، ص 52 .